
به گزارش گروه عبری نخ نیوز، یوئیل گازونسکی در یادداشتی که در پایگاه اطلاعی شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی منتشر شد، تاکید کرد: چه رئیسجمهور ترامپ(تروریست) این موضوع را درک کند و چه نکند، استراتژی او مبنی بر فرسایش، کار را برای متحدانش در منطقه دشوار میکند. عربستان سعودی ممکن است تحت فشارهای رو به افزایش اقتصادی و امنیتی، به دنبال دستیابی به توافقی با تهران باشد.
به نوشته این تحلیلگر چه ترامپ این موضوع را درک کند و چه نکند، استراتژی او مبنی بر فشار فرسایشی، کار را برای متحدانش در منطقه دشوار میکند.
دونالد ترامپ زمان را به عنصری اساسی در استراتژی خود علیه ایران تبدیل کرده است: (ادعاهای واهی همچون)هرچه جنگ و فشارهای اقتصادی طولانیتر شود، منابع تهران بیشتر کاهش مییابد، فشارهای داخلی بر آن شدت میگیرد و مجبور به دادن امتیاز میشود. در نبرد بقا میان قویترین قدرت جهان و ایران، زمان باید به سود واشنگتن بگذرد.
اما جنگ تنها محدود به این دو کشور نیست، بلکه متحدان واشنگتن در خلیج فارس و در رأس آنها عربستان سعودی را نیز در بر میگیرد که زمانبندی متفاوتی دارند. هر روز اضافی از جنگ به معنای خطرات بیشتر برای بنادر، تأسیسات نفتی، زیرساختها، سرمایهگذاریها و برنامه اقتصادی این کشور است که آیندهاش بر آن استوار است.
اگر ترامپ میخواهد تا تمام شدن زمان ایران منتظر بماند، باید به احتمال دیگری نیز فکر کند: ممکن است زمان عربستان سعودی زودتر به پایان برسد.
عربستان سعودی خود را میان دو تنگه دریایی حیاتی برای اقتصادش گرفتار میبیند. در شرق، تنگه هرمز قرار دارد که جنگ بر دریانوردی و صادرات عربستان در آن تأثیر گذاشته است. این کشور توانست با استفاده از خط لولهای که از شرق به غرب امتداد دارد و نفت را از میادین شرقی به ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند، خسارات را کاهش دهد.
اما جایگزین غربی نیز در معرض خطر قرار گرفته است. در جولای، حوثیها (انصارالله یمن) محاصره دریایی عربستان سعودی را اعلام کرده و رفتوآمد دریانوردی از طریق تنگه بابالمندب را تهدید کردند.
این امر یک تله استراتژیک برای ریاض ایجاد کرد: تنگه هرمز از شرق و تنگه بابالمندب از جنوب غربی تهدید میشود.
اما دریای سرخ که قرار بود جایگزینی نسبتاً امن برای خلیج فارس باشد، به جبهه دیگری تبدیل شده است. برای ریاض، تداوم جنگ صرفاً یک تمرین نظری برای تضعیف ایران نیست، بلکه احتمال پرداخت تاوان از سوی خود عربستان را افزایش میدهد.
به زعم این رسانه عبری زبان عربستان سعودی خواهان پیروزی ایران نیست. اما اگر انتخاب میان حمایت از استراتژی رئیسجمهور ترامپ ـ که میزان موفقیت آن همچنان نامشخص است ـ و توافقات جزئی با تهران باشد که خطرات پیشروی عربستان را کاهش دهد، انگیزه برای انتخاب گزینه دوم افزایش مییابد.
این به معنای آن نیست که عربستان در آستانه تغییر موضع کامل است. این کشور میتواند همچنان ایالات متحده را شریک امنیتی اصلی خود بداند و در عین حال، با گفتوگو با ایران، نقاط ضعف خود را کاهش دهد.
سایر کشورهای خلیج فارس نیز با معضل مشابهی روبرو هستند. امارات متحده عربی که در ابتدا سیاست تندی در قبال ایران اتخاذ کرده بود، اما بعدا این موضع را تغییر داد این رویداد نشاندهنده هزینهای است که کشورهای خلیج فارس ممکن است حاضر باشند برای کاهش تنش بپردازند.
تحولات در عمان حتی اهمیت بیشتری دارد. گزارشها نشان میدهد مسقط و تهران در حال نزدیک شدن به توافقی درباره رفتوآمد دریانوردی در تنگه هرمز هستند؛ موضوعی که سبب خشم واشنگتن شده است. برای عربستان و سایر کشورهای خلیج فارس، این توافق ممکن است به یک راه خروج سریع تبدیل شود. اگر توافق عمانی-ایرانی ثبات نسبی را به تنگه هرمز بازگرداند و همزمان به توافقاتی دست یابد که فشار حوثیها در دریای سرخ را کاهش دهد، برای ریاض دشوار خواهد بود که صرفاً به این دلیل که با استراتژی آمریکا کاملاً همخوانی ندارد، آن را نادیده بگیرد. هرچه هزینه انتظار بالاتر رود، ارزش توافق جزئی بیشتر میشود.
نویسنده بعد از آن نتیجه گیری می کند: این همان پارادکس زمان در استراتژی ترامپ است: در حالی که او منتظر فرسایش ایران است، متحدانش در خلیج فارس ممکن است جستجو برای یافتن راهکارهای خود را آغاز کنند. بدین ترتیب، ایران میتواند با اعمال فشار در تنگه هرمز، تهدید رفتوآمد حوثیها در دریای سرخ و نشان دادن آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس، زمان را از یک سرمایه آمریکایی به یک سرمایه ایرانی تبدیل کند.
بنابراین، سؤالی که ترامپ باید مطرح کند این نیست که ایران تا چه زمانی میتواند مقاومت کند، بلکه این است که کشورهای خلیج فارس تا چه زمانی حاضر به انتظار خواهند بود. یکی از دلایل ناکامی ایالات متحده در تحقق اهداف جنگیاش، عدم درک آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس و توانایی ایران در استفاده از آن به عنوان اهرم فشار است.


